منو

تقویم
شهريور ۱۳۹۵
ش ی د س چ پ ج
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
۳۱
آمار
آخرین مقالات و مطالب
یکی از آسیب های مهم در حوزه مدیریت، عدم شناخت کافی از خودتان، تیم تان و حد نهایی توانمندی هایتان  می باشد. بارها با دوستانی مواجه شدم ام که کمتر از توان واقعی شان متوقف شده اند و یا خیلی بیشتر از توان و قد و قواره شان پروژه ای را قبول کرده و در نتیجه شکست خورده اند.

شناخت دقیق قد و قواره شرکت تان به شما جنبه های رقابت پذیری تان را بهتر نشان می دهد. دقت کنید که کوچک بودن به معنی سود کمتر نیست ! به معنی عدم کسب موفقیت های بزرگ نیست و بالعکس بزرگ بودن نیز نشان از موفقیت و یا نشان از کسب سود بالا نیست.

یک مورچه می توان کاری بکند که یک خرگوش نمی تواند و یک خرگوش کار می تواند انجام دهد که یک شیر نمی تواند !

اما شیر کارهایی می تواند انجام دهد که هیچکدام از آنها نمی توانند !

حالا اگر مورچه سعی کند، کارهای شیر را انجام دهد و خودش را در مسیر رقابت در آن حوزه قرار دهد، مطمئنا شکست می خورد

اگر شیر نیز توانمندیهای خودش را نادیده بگیرد و به حوزه کارها و توانمندیهای خرگوش وارد شود، شکست خورده است.

پس اول قد و قواره خودتان را دقیق بشناسید و سپس بررسی کنید این شرایط به شما چه وجه برتری هایی می دهد و بر اساس این برتری های سعی  کنید یک کسب و کار جدید ایجاد نمایید و یا کسب و کار کنونی خود را گسترش دهید.

فقط یک مورچه می تواند از شکاف ریز در دل یک معدن طلا وارد آن شود و هر روز مقداری طلا برای خود برداشت نماید ! فقط یک مورچه !




.
رتبه کسب شده
وقتی روبرتو گویزوتا (Roberto Goizueta) در دهه 1980 مدیرعامل کوکاکولا شد، با رقابت شدید پپسی مواجه شدکه باعث کاهش رشد سهم کوکا شده بود. مدیرانش بر رقابت با پپسی متمرکز شده بودند و قصد داشتند در هر دوره زمانی برنامه رقابتی، سهم بازار کوکا را 0/1 درصد افزایش دهند.

روبرتو تصمیم گرفت رقابت علیه پپسی را متوقف کند و به جای آن علیه شرایط افزایش 0/1 درصد رشد رقابت کند.

او از مدیرانش پرسید: «میانگین مایعاتی که هر آمریکایی در روز می نوشد چقدر است؟» جواب 14 اونس بود.

«سهم کوکا از این مقدار چقدر است؟» دو انس.

روبرتو گفت: «کوکا به سهم بیشتری از این بازار نیاز دارد.»

رقیب، پپسی نبود بلکه آب، چای، قهوه، شیر و آبمیوه ها بودند که 12 اونس باقیمانده را تشکیل می دادند.

روبرتو گفت: «مردم هر وقت احساس کردند که دوست دارند چیزی بنوشند باید به کوکا دسترسی داشته باشند.»

برای اجرای این استراتژی، شرکت کوکاکولا در گوشه و کنار هر خیابان دستگاه های فروش کوکا قرار داد. با این کار، کوکا به سهم قابل ملاحظه ای از بازار دست یافت و پپسی هرگز به چنین سهمی دست نیافته است.

وقتی رقابت علیه رقیب را متوقف کنیم و به جای آن رقابت علیه شرایط را آغاز کنیم، می توانیم خیلی بهتر عمل کنیم.
پرسیدم: بهترین راه تربیت فرزند چیست؟

گفت: فرزند خود را مثل فرزند همسایه بزرگ کن.

گفتم: چگونه؟

گفت: 
- وقتی فرزند همسایه در خانه تو میهمان است به او احترام میگذاری.
- حالش را میپرسی.
- وقتی از مدرسه برگشت ابتدا سراغ کیف و نمرات او نمیروی.
- در رابطه با نوع غذا نظرش را میپرسی.
- درباره زمان خوابیدن با او مشورت میکنی.
- نظر او را خیلی از مواقع جویا میشوی.
- نزد او با همسرت دعوا نمیکنی.

بدان که فرزند تو و فرزند همسایه هر دو در خانه تو میهمان هستند، یکی چند روز و آن دیگری چند سال، فقط کافی است بدانی احترام، احترام می آفریند نه احساس مالکیت.

حرفی برای گفتن ندارم ! شرمنده ام !
درآمد:
هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.

خرج:
اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.

پس‌انداز:
آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.

ریسک:
هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.

سرمایه‌گذاری:
همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.

انتظارات:
صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.
فرودگاهها، بوسه های بیشتری از سالن های عروسی به خود دیده اند !

و دیوار بیمارستانها بیشتر از عبادتگاه ها دعا شنیده اند !

به راستی چرا اینگونه ایم؟ ! همه چیز را موکول میکنیم به زمانی که در حال از دست رفتن است !

حسین پناهی
۱- به جای ازدیاد کارها به تداوم صحیح آنها بیندیشید. (حکمت ۲۷۰)‌

۲- برای رسیدن به هدف ها و مقام های بلند، همّت بلند داشته باشید. «خطبه ۲۱۱»

۳- از تجارب و اندرزها پند بگیرید و از آنها بهره برداری کنید تا دچار نقص نشوید. «نامه ۳۱، خطبه ۱۷۵»

۴- از شدت سختی نهراسید، زیرا هراس، شکننده تر از خود کار است و به گشایش امور امیدوار باشید. «حکمت ۱۶۶ و ۲۴۶»

۵- اگر به انجام مسئولیتی گردن نهادید، به آن وفا کنید. «حکمت۳۲۷»

۶- هیچ وقت کارهای اهم را فدای امور مهم نکنید. «حکمت ۲۷۱»

۷- پیش از پذیرش هر کاری، به دانش آن مجهز شوید. «حکمت ۴۳۹»

۸- خویشتن را اصلاح کنید تا خداوند کارهای شما را اصلاح کند. «نهج البلاغه»

۹- پست ها، امانت و وسیله خدمتگذاری اند، نه منبع بهره برداری. «خطبه ۱۳۱»

۱۰- پست ها میزان آزمایش شمایند، بکوشید تا سربلند بیرون آیید. «خطبه ۳۳»

۱۱- مشورت پذیر باشید، اگر مشورت نکنید، تباه می شوید. «نامه ۶۹»

۱۲- با زیردستان خود مانند پدری مهربان رفتار کنید. «نامه ۵۲»
در نگاه اول محصول با کیفیت به معنی محصول بدون Bug شناخته می شود. اما آیا در صنعت نرم افزار محصول بدون باگ وجود دارد ؟
در نگاه کمی واقعگرایانه خواهیم دید که باگ بخشی از وجود یک محصول است و تا حدی اجتناب ناپذیر می باشد. چون هر برنامه را انسانی جایز الخطا نوشته است و توسط انسانی جایز الخطا تست شده و توسط انسانی جایز الخطا پکیج و منتشر شده است. 
 عجب جمله خفنی شد ها !! :-)  


پس در صورتیکه قبول کنیم باگ بخشی طبیعی از یک نرم افزار است،  یک محصول نرم افزاری با کیفیت را به شکل زیر می توان تعریف کرد:
1- باگ ها از نوع "مختل کننده کار و فرآیند اصلی" نباشند. یعنی در مسیر تولید و تست در شرکت تولیدکننده، تست های در حد منطقی انجام شده باشد که روند اصلی فعالیت سیستم صحیح باشد و کار مشتری به خاطر وجود باگ، متوقف نشود.

2- باگ ها حتما Handle شده باشند و کاربر به جای مواجه شدن با یکسری پیام انگلیسی، اعداد و کدهای عجیب و غریب، یک پیام دوستانه مثلا با این مضمون که " متاسفانه انجام فرآیند با مشکلی همراه شده است " دریافت نماید. این مسئله از نظر روحی بر کاربر تاثیر بسیار متفاوتی خواهد داشت.

3- باگ ها حتما لاگ شوند و امکان ارسال این لاگ ها جهت trace شرایط و رفع آنها وجود داشته باشد. مشتری به درستی نمی تواند شرایط بروز باگ را برای توسعه دهنده ها توضیح دهد. در ضمن در بسیاری از زمان ها کلاً مشتری متوجه باگ نمی شود. پس باید خود سیستم وقتی با باگ و یا کرش مواجه می شود، آنرا لاگ نمایند و لاگ را برای توسعه دهنده ها ارسال نماید تا بتوانند بر اساس آن لاگ ها شرایط ایجاد باگ را برای خود شبیه سازی نمایند.

خوب امروز خیلی سرم شلوغه و موضوع این حشره ها را در فرصتی دیگر به شرط بقا خدمت شما بیشتر توضیح می دم. فقط به عنوان "ته دیگ" مطلب، شما را به تأمل در تصویر زیر به عنوان یک راه کار بسیار خوب در جهت پیشگیری از Bug دعوت می کنم.


مدیریت فروش از مباحثی است که در سالهای اخیر مطرح شده و بیشتر به برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل نیروی فروش تاکید می کند.

برای درک و اهمیت مدیریت فروش، ابتدا باید مشخص کرد فروش چیست ؟

فروش عبارتست از کمک کردن به مشتری به منظور خرید چیزی که آنرا برای رفع نیازهای خود می خواهد. فروش عبارتست از فرآیندی که دارای سه مرحله زیر است:

1.درک نیازهای مشتری

2.ارائه راه حلی برای رفع این نیازها

3.کسب رضایت مشتری

کالاها و خدمات توسط شرکتها تولید شده و روانه بازار می گردند و با انجام عملیات فروش توسط فروشندگان بدست خریداران رسانده می شوند. فروشندگان نقش پل ارتباطی بین تولید کننده و مصرف کننده را بازی می کنند، لذا فعالیتهای فروشندگان می‌بایست توسط مدیران فروش به نحوی مقتضی، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل شود.

می دونستید که :

ویژال استودیو 2012 از حدود 50 میلیون خط کد برنامه نویسی تشکیل شده است.

کل مجموعه آفیس 2013 از حدود 44 میلیون خط کد برنامه نویسی تشکیل شده است.

کل سیستم راداری و نرم افزار قدرتمندترین جنگنده جهان یعنی f-35  از حدود 23 میلیون خط کد تشکیل شده است.

حالا می دونید DNA انسان از چند خط کد تشکیل شده است ؟

DNA انسان از 3,300  میلیارد خط تشکیل شده است. یعنی تنظیمات بدن ما حدود 144,000 برابر یک جنگنده فوق پیشرفته f-35 است. 

منبع: سایت informationisbeautiful


به نظر شما مشکل از کجاست ؟
هر چه صنعت گیم به بلوغ خودش نزدیک تر می شود، و هر چه میزان تولیدات در این زمینه بیشتر می شود، آمار پروژه های شکست خورده به نسبت پروژه های موفق افزایش می یابد. البته این مسئله خاص صنعت بازی نیست و در کلیه علوم و صنایع به همین شکل بوده است.

در واقع هر چه تعداد عرضه کننده کمتر باشد، مشتری حق انتخاب کمتری دارد و در نتیجه بدون در نظر گرفتن کیفیت و سایر پارامترها، آن عرضه کنندگان موفق خواهند بود.

سیر صعودی بازی های شکست خورده حتی از تیم های بسیار موفق ( به طور مثال بازی Rise of Europe  محصول بسیار پرهزینه شرکت تراوین آلمان ) باعث شده است که تولیدکنندگان، بیشتر به جزئیات در تولید بازی ها دقت نمایند و طراحان بازی برای افزایش جذابیات بازی ها، به استفاده از المان های متفاوتی رو آورده اند.

در این میان یکی از موثرترین و موفق ترین المان ها، ایجاد یک نوستالژی در بازی برای جذب بازیکنان است. 



همه ما خاطرات زیادی از سوپر ماریو، پکمن، بمبرمن و . . .  داریم. این روزهای در بسیاری از بازی هایی که فروش خوبی داشته اند، مشاهده می کنیم که از المان های این بازی های قدیمی استفاده شده است و حتی برای جذابیت گرافیت این کارکترها نیز به همان شکل پیکسلی قدیمی استفاده شده است.

استفاده از خاطرات یک بازیکنان و یادآوری رویاهای کودکی، ایده موفقی در صنعت گیم بود که در سال 2012 و 2013 به اوج خودش رسید.
آلبرت انشتین: هر انسانی دارای استعداد خاصی است. اما اگر شما یک ماهی را بر اساس توانایی او برای بالا رفتن از درخت بسنجدید، او در تمام عمر فکر خواهد کرد که انسان بی عرضه و بی استعدادی است !

این را نوشتم ویژه دانشجوی محترم که دیروز ایمیل زده و دنبال سرنخ بود. این هم سرنخ خدمت شما.

معایب بنیادی سیستم های کنونی آموزش و راه کارهای توسعه تکنیک های آموزش برپایه Gamification

ایشاالله دیگه ایمیل نزنی بگی جزوه فارسی نداره استاد ؟ !!! خدایش برای دانشجوی دکترای دانشگاه ص . . .  ف  خیلی زشته

تا حالا مقالات زیادی در موضوع Sociality خونده بودم و چند مقاله در زمینه فواید گروهی گرایی در تفریحات، رسانه های تعاملی و بخصوص بازی ها نوشتم.
اما اتفاقی که چند روز پیش در یکی از سرورهای بازی عصرپادشاهان افتاد، واقعا من رو شگفت زده کرد !!

در سرور 17 بازی، حدود یک ماهی بود که یک مشکل فنی ایجاد شده بود و چند نفری از بازیکنان متوجه این مشکل شده بودند و مخفیانه شروع به استفاده از آن کرده بودند. خلاصه چند روز قبل با گزارش چند نفر از بازیکنان قدیمی و پیش کسوت، این مشکل کشف و برطرف شد.

اون افرادی که از این مشکل سوء استفاده کرده بودند، در حرکتی عجیب، با استفاده از جو صمیمانه و اعتمادی که بین بازیکنان در یک بازی به عنوان یک جامعه مجازی وجود دارد، شروع کردند به ارسال پیام که بیایید دسته جمعی روی عصرپادشاهان فشار بیاوریم که دوباره آن باگ را روی سرورها فعال کنند.

اولین تیکت ها که به پشتیبانی آمد، خب برای ما خیلی خنده دار بود، بازیکنانی که اصلا نه از موضوع خبر داشتند و نه اصلا درگیر آن مسئله بودند، تیکت می زدند و یک متن را برای ما ارسال می کردند. چیزی توی این مایه ها:

یا باگ را دوباره وصل کنید و جلوی مرگ میلیونی ارتش های ما را بگیرید و یا ما حذف اکانت می کنیم.

چند نکته این وسط خیلی جالب بود:

1- اکثر این افراد که داشتند سینه چاک می دادند، اصلا درگیر باگ نبودند و حتی یک سربازشان هم نمرده بود و بیشتر تحت جو پیام های سایرین داشتند عمل می کردند. یعنی وجود آن باگ داشته به ضرر آنها تمام می شده و حالا که باگ رفع شده و عدالت برقرار شده است، قاعدتا باید از این موضوع خوشحال هم باشند.

2- توی سرور کلا چند نفر از این مشکل مطلع بوده اند و داشتند سوء استفاده می کردند، حالا همین چند نفر به جای اینکه پیش دوستان خودشان شرمنده باشند که داشتند متقلبانه بازی می کرده اند، خودشان را قهرمان ملی معرفی می کنند که علیه ظلم و ستم قیام کرده اند !!! :-))

3- توی عمرم نشنیده و ندیده بودم که افراد از متخلفانی که از باگ استفاده کرده بودند اینقدر راحت و تنها به خاطر یک پیامی که طرف بهشون زده، حمایت کنند. برای خود من جالب بود که چرا بازیکنان از این افراد سوال نمی پرسند، چرا آن روزهایی که داشتید از این باگ استفاده می کردید، به یاد بقیه نیفتادید و نیامدید پیام عمومی بدهید که بقیه هم یاد بگیرند و از این مشکل بهره مند بشن ؟؟

4- حتی برخی از این افراد تیکت می زدند و خیلی هم دو آتیشه و عصابی، مشکل را پیگیری می کردند، وقتی باهاشون دقیق صحبت می کردم، اصلا نمی دونستند مشکل چی هست و کجاست ؟؟ !!!  :-))

5- برام خیلی جالب بود که ما ایرانی ها چقدر احساسی فکر می کنیم و تصمیم می گیریم و چرا یک جوون تحصیل کرده ایرانی، باید اینقدر ساده فریب بخوره !! اون هم فریب شخصی را که اصلا حتی یکبار ندیدش و اصلا نمی دونه واقعا مرد، هست، یا زن، پیر هست یا جوون !! فقط یک دوست اینترنتی است !!

6- تاثیر Sociality  در بین جوانان ما خیلی بیشتر از سایر جوامع است و شاید مهمترین دلیلش همین احساسی بودند ما ایرانی هاست. ما عاشق اسطوره ها و اسطوره سازی هستیم. از این حس ما خیلی ها راحت می تونند سوء استفاده کنند و تنها با نوشتن یک جمله که:

من خودم را فدای کل اتحاد می کنم و به خاطر همه شما اکانت ام را حذف می کنم و . . .

افراد چشم روی سایر بخش های رفتاری و سوابق این فرد می بندند و جالبه که اکثر این اسطوره ها پفکی در میان و طرف بعد از اینکه همه را تشویق می کند که اکانت شون را حذف کنند، خودش به بازی ادامه می هد !!!!!

--------------------------

شاید به عنوان نتیجه بشه گفت که درست است که Sociality یکی از مهمترین شاخص های افزایش سلامت در تفریحات و رسانه های تعاملی است، اما باید به فرهنگ کشورها و اقوام نیز با ریزبینی بیشتری نگریست و تدابیری در نظر گرفته شود تا متخلفان نتوانند از بستر یک جامعه تفریحی و صمیمانه برای رسیدن به اهداف شان سوء استفاده نمایند.
.
.

رتبه کسب شده
خیلی جالبه، واقعا خیلی جالبه !
  
- در سال 1930 ( 83 سال قبل ) ساخت یک برج تجاری با زیربنای ۲۵۴،۰۰۰ متر مربع در 102 طبقه آغاز شد.

- در تاریخ اول مارس ۱۹۳۱ ( کمتر از 14 ماه بعد ) این برج عظیم تجاری توسط رئیس جمهور وقت افتتاح شد.

کل هزینه ساخت این بنای عظیم به انضمام زمین آن در حدود ٤١ میلیون دلار بوده است.

- ساختمان امپایر استیت (به انگلیسی: The Empire State Building)‏ یک برج تجاری 449 متری است که هم اکنون بزرگترین آسمان خراش نیویورک محسوب می شود.


باشد که تامل کنیم:
+ قدرت و توانمندی بشر نامحدود است.
+ توانمندی انسان ها در سراسر کره خاکی به یک نسبت توزیع شده است.
+ همه انسان ها 5 انگشت در هر دست خود دارند.

حالا یک مقایسه کوچک:

امپایر استیت: ارتفاع 446 متر | هزینه 41 میلیون دلار | زمان ساخت 14 ماه | دارای 102 طبقه تجاری در خود برج

برج میلاد: ارتفاع ۴۳۵ متر | هزینه 500 میلیون دلار | زمان ساخت 168 ماه | دارای 13 طبقه تجاری در خود برج

پی نوشت: از 435 متر ارتفاع برج میلاد 315 متر از آن مربوط به شفت بتنی و ۱۲۰ متر دیگر مربوط به آنتن برج است و تنها زیربنای تجاری و قابل استفاده در برج میلاد، سازه راس می باشد که از ۱۳ طبقه تشکیل شده‌است.

هدف م از این نوشته نه این بود که تلاش ( ! ) مهندسین داخلی را زیر سوال ببریم ( ؟ ) و نه اینکه بگم . . . 

خواستم بگم دانش، برنامه ریزی و مدیریت صحیح چقدر می تونه توی اجرای یک پروژه تاثیر داشته باشه. کاهش هزینه، کاهش زمان اجرا و افزایش بهره وری از نتایج ترکیب همزمان این سه فاکتور هستند.
«بازی کاری» (Gamification) چیست ؟
«بازی کاری» به  دانش استفاده از تفکر مبتنی بر طراحی بازی(Game-design thinking) و استفاده از مکانیزم ها، تکنیک ها و المان های بازی در بسترهای دیگر(غیر از بازی) برای ایجاد شادی و افزایش اشتیاق کاربران در آن بسترها، حل مسائل، بهبود فرآیندها و برانگیختن و جذب مخاطب اطلاق می شود.

به زبان ساده تر درواقع «بازی کاری» توانایی به کارگیری المان های بازی و تفکر بازیسازی در بسترهایی جز بازیست.

«بازی کاری» با تکیه بر ایجاد سرگرمی(Fun) و با بهره گیری از تکنیک ها و المان های بازی ها، برای اهدافی به جز بازی مثل ایجاد انگیزه در بین کارمندان یک سازمان جهت گسترش رفتارهای مدنظر ما و یا تشویق کاربران برای مشارکت بیشتر در یک فعالیت استفاده می شود. در مواردی به عنوان یکی از تکنیک های موثر بازاریابی آنلاین برای درگیر کردن کاربران با یک خدمت و یا محصول نام برده شده و گاهی هم ، انطباقش با اهداف برنامه های وفاداری مشتریان(Loyalty Programs) باعث شده از آن به عنوان یک ابزار کارا در این حوزه استفاده کنند.
«بازی کاری» به بازی توجه دارد زیرا بر خلاف زندگی روزمره، بازی جذاب است و باعث شادی و لذت بردن انسان می شود . حال اگر بتوانیم این احساس را وارد کارهای سخت و کسل کننده زندگی کنیم به هدف «بازی کاری» دست یافتیم.

البته در سال های اخیر «بازی کاری» با ورود مواردی همچون Social gaming  ، Mobile Gaming و گسترش اینترنت تغییرات فراوانی داشته است و به دلیل تغییر در نوع و حجم جوامع آماری و همچنین نحوه دسترسی به آنها، «بازی کاری» وارد عرصه جدیدی از قابلیت ها شده است.

گاهی دیده می شود که این تصور در مورد «بازی کاری» وجود دارد که،شما محیط کاری خود را مانند یک بازی ویدیویی کنید یا صرفا از المان هایی مثل امتیاز ، نشان و جدول رده بندی استفاده کنید.«بازی کاری» را نباید صرفا استفاده از المان های روتین دانست بلکه “«بازی کاری» یعنی تفکر سیستماتیک و هوشمندانه.اینکه بوسیله بازی و با هدف ایجاد تفریح و سرگرمی(Fun) و بهره مندی از طراحی هنرمندانه به هدفتان برسید که مستلزم استفاده از تکنولوژی،الگوریتم نویسی و طراحی . گاهی تاکید بیشتری روی المان ها و گاهی بر روی طراحی بازی گونه دیده می شود اما هر دوی آن ها باید در سیستم به طور متناسب استفاده شوند.”  (Kevin Werbach,2012)
بسیاری از نظریه پردازان فضای مجازی، اعتقاد دارند، بازی، و مفاهیم و المان های بازی های کامپیوتری در آینده زندگی وتعاملات روزمره ما را شکل خواهند داد. جسی شل(jesse schell)این موضوع را تحت عنوان آخرالزمان بازی (gamepocalupse)خلاصه می کند. وقتی که در هر لحظه ار زندگی شما در واقع به نوعی در حال بازی کردن هستید.
نظریه دیگری که ما بیشتر بر آن تمرکز خواهیم داشت، می گوید از آنجا که بازی های کامپیوتری برای تفریح طراحی شده اند، می توانند به طرز قابل ملاحظه ای تجربه لذت بخش تولید کنند و کاربران را به صورت داوطلبانه، مشتاق انجام یک فعالیت نگه دارند. بنابر این، طراحی بازی، روش مفیدی برای تبدیل محصولات، خدمات و کارهایی که بازی نیستند، به فعالیتی لذت بخش و درگیر کننده برای کاربران خواهد بود.
گیب زیچرمن (Gabe Zicherman) که یکی از پیشگامان عرصه «بازی کاری» است درباره «بازی کاری» می گوید:”بازی تنها چیزی است که می تواند شما را به انجام کاری که ممکن است دوست نداشته باشید به طریق قابل پیش بینی و به صورت داوطلبانه وادار کند.” گرچه من با قسمت تنها چیزی مخالفم اما تعبیر قابل تاملی است.



کاربردهای «بازی کاری»  :
اصولا «بازی کاری» را می توان در اکثر زمینه از جمله سلامت، تجارت، منابع انسانی ، آموزش و . . . به کار برد. اما در حالت کلی کاربرد «بازی کاری» به سه زمینه تقسیم می شود:

1- تغییر رفتار کاربران (Behavior Change):
یکی از قابلیت های جذاب «بازی کاری» توانایی وادار کردن انسان به تغییرات رفتاری مطابق میل ماست.در حوزه سلامت، آموزش، بازارسازی، استقامت و امور مالی مثال های موفقی از «بازی کاری» در دنیا به انجام رسیده است.
مثالی که در این مورد می زنیم مربوط به کم کردن سرعت در رانندگی است و Speed Camera Lottery نام دارد.این پروژه یکی از طرح های ارائه شده به مسابقه ای که توسط کمیپین نظریه شادی(the fun theory)  فولوکس واگن برگزار شده می باشد و در سوئد اجرا شده است.ایده مربوط به سرعت ماشین ها در هنگام رانندگی و به این صورت است که با ساختار مشابه دوربین های کنترل سرعت ،سرعت ماشین ها اندازه گرفته می شود و توسط یک نمایشگر به راننده نشان داده می شود و رانندگانی که سرعت مجاز را رعایت کرده باشند و بر اساس علایم حرکت کرده باشند صاحب یک بلیط بخت آزمایی خواهند شد که جایزه آن از جریمه هایی که توسط متخلفینی که سرعت مجاز را رعایت نمی کردند تامین می شود.حال نگاهی به نتایج بدست آمده بیاندازیم.

+ متوسط سرعت در استوکهلم از ۳۲ به ۲۵ کیلومتر بر ساعت
+ سرعت ۲۰% از رانندگان کاهش می یابد


2- برون سازمانی:
مقصود از برون سازمانی، کاربرد «بازی کاری» در فعالیت های خارج از سازمان و یا واحد تولیدی می باشد که حوزه های بازاریابی ، فروش و مشارکت مشتریان از جمله این موارد هستند. اگر بخواهیم به مثالی در این مورد اشاره کنیم،Club Psych نام سایتی است که متعلق به یک برنامه محبوب تلویزیونی به نام psych می باشد که توسط USA Network تولید می شد این برنامه چندی پیش سایت خود را تغییر داد و با یک ظاهر Gamify شده به زور شد.در این سایت مکاینک ها و المان های «بازی کاری» به چشم می خورد و از کاربران سوالاتی می شد که در صورتی که برنامه ها را دنبال کرده باشند می توانند به آن ها پاسخ دهند.نتایج خیره کننده است.
+ ترافیک کلی سایت ۳۰% افزایش یافت.
+ فروش آنلاین کالاهایش تا ۵۰% افزایش یافت.
+ بازدید صفحاتش توسط کاربران ۱۳۰% افزایش یافت.
+ به اشتراک گذاری محتویات psych در فیسبوک از مرز ۳۰۰۰۰۰ بار گذشت و در دسترس حدود ۴۰ میلیون بیننده قرار گرفت این درحالی است که طبق آمار قبلا بینندگان این برنامه حدود ۴٫۵ میلیون نفر بودند.

3- درون سازمانی:
در اینجا نیز منظور از درون سازمانی نمودهای «بازی کاری» مربوط به موارد و اشخاصی که داخل سازمان حضور دارند، می باشد. «بازی کاری» درافزایش بهره وری و  ارتقای منابع انسانی و تکنیک جمع‌کاری موفق عمل کرده است.
جمع‌کاری(crowd sourcing) به معنی استفاده از تعداد زیادی از افراد برای انجام کاری مثلا از تعداد زیادی از افراد برای حل یک مساله یا چالش دعوت کنیم یا برای انجام یک کار بزرگ آن را به قسمت های کوچکی تقسیم کنیم و هر قسمت را به کسی بسپاریم. «بازی کاری» می تواند انگیزه لازم را برای استقبال از این مساله افزایش دهد. استفاده از «بازی کاری» در فضای کاری یکی از راهکارهای عملی بالابردن بهره وری در محیط کار است که اخیرا به آن توجه ویژه ای شده است.به خصوص برای کسب و کارهایی که تعامل بین مشتری و کارمند وجود دارد. مشتری انتخاب می کند تا از فضای «بازی کاری» شده مراجعه کند و کارمندانی که در حال استفاده از این فضا خواهند بود.همواره محدودیت هایی مثل حریم خصوصی ، قوانین کارگری و رضایت کارمندان در محیط های کاری وجود داشته اما وقتی فضای سرگرمی و شادی در فضای «بازی کاری» شده رعایت شود کنار آمدن با این محدودیت ها هم آسانتر خواهد شد به علاوه باید توجه داشته باشید که در چنین شرایطی دنبال کردن وضعیت کارمندان و موفقیت های کسب کرده در فضای «بازی کاری» شده بسیار مهم و تعیین کننده است.در زیر جدولی را مشاهده می کنید که به مقایسه فضای کار و بازی پرداخته است.
مثلا محیط کاری را تصور کنید که در آن کارمندان بر اساس دقت و کیفیت و سرعت کارشان امتیاز و نشان های مختلفی را دریافت می کنند و این اطلاعات را با دیگر کارمندان به اشتراک می گذارند و بر این اساس به صورت مالی هم تشویق می شوند.

بی شک «بازی کاری» دانشی است که به زودی نام آن را بیش تر خواهیم شنید و احتمالا اگر با آن آشنا باشید موارد پیاده سازی شده آن را در اطرافتان مشاهده خواهید کرد.

تعریف۵s:
۵s سیستمی فکری و عملیاتی برای پیشگیری از اتلاف منابع، بهبود بهره وری و ارتقاء کیفیت است که از ۵ اصل تشکیل شده است. ۵s تلاشی سازمان یافته برای انجام اصلاحات تدریجی و مستمر می باشد که با اجرای آن سازمان در راستای بهره ور کردن فعالیتهای خود پیش خواهد رفت. با اجرای این رویکرد می توان محیط پیرامون خود را پاکیزه تر، امن تر کرده و کارهای روزمره خود را ساده تر و رضایت بخش تر انجام داد.

این تکنیک در ایجاد یک محیط کاملاً سازمان یافته، عاری از هرگونه در هم ریختگی، منظم، بسیار تمیز و به طور کلی محیطی که همه به کارکردن و زندگی کردن در آن افتخار کنند، کمک می کند. ۵s معرف ۵ کلمه است که اصول زیربنایی این تکنیک را تشکیل می دهند. از آنجا که هر یک از این پنج اصول در زبان ژاپنی با حرف (S) شروع می شود اغلب با این نام آنرا می شناسند.

تشریح پنج اصل ۵s:

۱) ساماندهی(Seiri)
۲) نظم و ترتیب(Seiton)
۳) پاکیزه سازی(Seiso)
۴) استانداردسازی(Seiketsu)
۵) حفظ و نگهداری(Shitsuke)

اصل اول ساماندهی:
ساماندهی بدین معناست که شما اقلامی که در عملیات متداول تولید و یا کارهای روزمره اداری ضروری نیستند را از محیط پیرامون خود دورکنید.

اغلب برای افرادی که با این مرحله سروکار دارند یک چالش پیش می آید و آن تمایز دادن میان لوازم ضروری و مورد نیاز از لوازم غیرضروری است که به نظر می رسد کار دشواری باشد.

در ابتدا، ممکن است دور کردن لوازم غیرضروری از محیط پیرامونمان امری ناهنجار به نظر برسد. چرا که معمولا افراد تمایل به جمع آوری و انباشت اقلام و وسایل حتی غیر ضروری در محیط اطراف خود دارند به این دلیل که فکر می کنند این لوازم روزی برایشان مورد استفاده واقع خواهد شد. برای اثبات این ادعا می توانید لحظه ای به محیطی که در آن کار یا زندگی می کنید نگاه کرده در این صورت می توانید تعداد نسبتا زیادی از اشیا و لوازم را بیابید که برای مدتها در محل کارتان قرار دارند که از آنها استفاده نشده است و حتی لوازمی که دیگر بکارتان نمی آید ولی هنوز شما آنها را از محیط کارتان خارج نکرده اید. بدون آنکه متوجه شوید این اشیا و لوازم می توانند به عنوان مانعی برای انجام صحیح فعالیتهای روزمره تان بحساب آیند. منتهی چون شما به این محیط عادت کرده اید به چشمتان نمی آیند.

بنابراین اصل اول را در یک کلمه می توان اینگونه تعریف نمود:

تشخیص میان چیزهای ضروری و لازم و چیزهای غیرضروری و بلااستفاده و دور نمودن آنها

اصل دوم نظم و ترتیب:
نظم و ترتیب بدین معناست که شما اقلام لازم و ضروری را به گونه ای مرتب کنید و در جای مناسب خودشان قرار دهید که در هنگام نیاز بتوانید در کوتاهترین زمان ممکن و به راحتی به آنها دسترسی داشته باشید. برای این کار از تکنیکهایی استفاده می کنند که یکی از آنها برچسب گذاری است که سبب می شود دسترسی به آنها ساده تر و سریعتر گردد. قابل ذکر است که اصل نظم و ترتیب باید همیشه پس از اصل ساماندهی انجام شود. زیرا هنگامی اصل اول با موفقیت در محیط اجرا شد، ما توانسته ایم اقلام غیر ضروری را از محیط دور نماییم آنچه که باقی مانده لوازم مورد نیاز و ضروری است. حال باید مشخص شود که هرکدام از آنها به کجا تعلق دارند تا هرکس بتواند در کوتاهترین زمان ممکن و براحتی به آنها دسترسی پیدا کرده و آنها را پس از استفاده به سرجای خود برگرداند.

بنابراین اصل دوم را در یک کلمه می توان اینگونه تعریف نمود:

ایجاد یک نظم و ترتیب در محیط اطرافمان بنحوی که هر چیزی که مورد نیاز است در کوتاهترین زمان ممکن قابل دسترسی باشد.

اصل سوم پاکیزه سازی:
پاکیزه سازی به معنای تمیز کردن هر آنچه که در محیط اطرافمان است می باشد. مانند تمیز کردن کف پوش ها، دیوارها، لوازم و تجهیزاتی که در محیط پیرامونمان قرار دارد، ماشین آلات و در کل حصول اطمینان از اینکه همه چیز در محیطمان پاکیزه و تمیز هستند. البته کار اصلی که در این مرحله باید انجام داد پیدا کردن ریشه و علت کثیفی و آلودگی و از بین بردن آنهاست. در یک شرکت تولیدی، پاکیزه سازی ارتباط نزدیکی با توانایی تولید کالاهای با کیفیت دارد همچنین پاکیزه سازی با یافتن راه هایی برای جلوگیری از انباشته شدن گرد و خاک، آلودگی و مواد زائد در محیط کار باعث کاهش خستگی افراد می شود.

بنابراین اصل سوم را در یک کلمه می توان اینگونه تعریف نمود:

برطرف نمودن هرگونه آلودگی از محیط کار ، توسط از بین بردن منابع و ریشه آلودگی

اصل چهارم استاندارد سازی:
استانداردسازی با ساماندهی، نظم و ترتیب و پاکیزه سازی تفاوت دارد. سه اصل اول را می توان به عنوان یک فعالیت (کاری که انجام می دهیم) در نظر گرفت. در مقابل استانداردسازی شیوه ای است که شما از آن برای حفظ سه اصل اول استفاده می کنید. استاندارد سازی عبارت است از کنترل و اصلاح دائمی سه اصل ساماندهی، نظم و ترتیب و پاکیزه سازی. در این مرحله با تهیه استانداردها و دستورالعملهای مربوط به اصول پنجگانه ۵s، نسبت به نهادینه کردن و استقرار این تکنیک، تلاش مضاعفی صورت می گیرد و با تهیه آنها، کلیه پرسنل اعم از قدیمی و کسانی که بعدا استخدام می شوند، همگی بصورت یکسان و یکنواخت نسبت به رعایت اصول ۵s اقدام می نمایند.

بنابراین اصل سوم را در یک کلمه می توان اینگونه تعریف نمود:

حفظ وضعیت مطلوب و جلوگیری از بهم خوردن نظم و ترتیب و نظافت محیط از طریق وضع قوانین و دستورالعملهای لازم

اصل پنجم حفظ و نگهداری:
در زمینه ۵s، «حفظ و نگهداری» به معنای عادت کردن به حفظ مناسب روش کارهای صحیح است. چنانچه محیط کار به گونه ای باشد که در آن افراد و کارکنان به حفظ شرایط ۵s متعهد باشند، می توان بدون هیچ مشکلی چهار رکن اول را اجراء کرد. چنین محیط کاری احتمالاً از بهره وری بالا و کیفیت بالاتری برخوردار است.

در بسیاری از کارخانه ها مدت زمان بیهوده زیادی صرف ساماندهی و پاکیزه سازی می شود چرا که شرکت فاقد یک نظم و انضباط برای حفظ شرایط ۵s و ادامه اجرای آن بر مبنای یک برنامه روزانه است. قابل ذکر است حتی اگر هم هرچند وقت یکبار شرکت هر یک از اصول و تکنیکهای موجود در ۵s را انجام دهد ولی این اصل را نادیده بگیرد نتایج حاصله برای مدت طولانی باقی نمی ماند و پس از مدتی دوباره به حالت اولیه قبل از اجرای ۵s بر می گردد.

---------------------------------
منبع: پنج اصل برای دستیابی به کیفیت عالی در محیط کار؛  تالیف تاکاشی اوسادا
Hiroshi Yamauchi خالق سوپر ماریو (قارچ خور) و یکی از مدیران Nintendo در گذشت. روحش شاد.


به شخصه بخش زیاد از شرایط فعلی خودم را مدیون زندگی نامه و کتاب ایشون می دونم.
گاهی اوقات احساس می کنید با سرعتی که مطلوب و مد نظرتان هست به پیش نمی روید :-|


هر چه بیشتر فریاد می زنید، پارو بزنید . . . نا امید تر می شوید.

اینجاست که شما چند راه حل دارید:

1- بیخیال سایرین شوید و خودتان با تمام توان پارو بزنید. [ از پای در خواهید آمد، اما اعصاب و وجدان تان راحت است ]

2- سایرین را به عنوان نهار به کروکدیل ها هدیه کنید و تنهایی به مسیر ادامه بدهید. [به نتیجه نمی رسید، اما دلتان خنک می شود]

3- شما نیز همانند سایرین از هوای خوب و آفتاب لذت ببرید. [ Ostrich Algorithm ]

4-  ؟ ؟

به عنوان یک leader مهم است که بتوانید تشخیص دهید که در هر زمان چه چیزی تیم شما را به هیجان می آورد و می تواند سرعت شما را افزایش دهد. اما شاید مهمتر از این تشخیص Deadlock است !

اکثر شرکت ها در یک چرخه باطل گرفتار می شوند. چرخه ای که برای رفع یک بن بست یک مسیر فرعی باز می شود، مسیری که خیلی سریع به بن بست بزرگتری می رسد و باز برای رفع آن مسیر فرعی دیگری باز می شود و . . .

اگر بتوانید درست Deadlock را تشخیص بدهید، بهتر می توانید تصمیم بگیرید. در یک نگاه ساده می توانیم بن بست ها را به دو نوع solvable و  forget and go تقسیم کنیم.

:: در نوع solvable اگر مدیر لایقی باشید ( ! ) می توانید از طوفان نجات پیدا کنید. البته نجات از طوفان هزینه هایی هم دارد، اما به نتیجه کار می ارزد.

:: اما بن بست های forget and go بهترین گزینه برای آنها بیخیال شدن آن مسیر کاری، آن شرکت و آن تیم است. پافشاری برای رفع این بن بست ها باعث اتلاف شدید وقت و سرمایه شما و گروه تان خواهد شد.

معمولا راه کارها گذر از یک Deadlock دارای ریسک بالایی هستند، و جسارت مدیر در آنها بسیار مهم است. همانند گروهی که پشت یک دیوار گیر کرده اند و شما به عنوان مدیر باید جرات داشته باشید و دورخیز کنید و از روی دیوار بپرید !!

بله شما مطمئن نیستید که اولاً توان پریدن از دیواری به این بلندی را دارید و ثانیاً پشت این دیوار چیست ؟ شاید هیچی !!! شاید دیواری بلندتر ! ! !

اینجاست که حس ششم مدیریتی شما باید خودش را نشان دهد و تصمیم بگیرید بپرید و در صورت موفق شدن بقیه را ترغیب کنید تا با شما ادامه بدهند و یا فرمان عقب گرد و شکست را اعلام کنید.

شما در بن بست ها چه می کنید ؟
رتبه کسب شده
بعضی وقت ها که پای سیستم نشستم، از عصبانیت می خوام سرم را بکوبم به مانیتور ! باز یادم می یادم که برای پیدا کردن و خرید این مانیتورها چقدر زحمت کشیدیم - توی این وضع بازار -  بی خیال می شم.

اینقدر سرعت اینترنت پایین آمده، و همه پروتکل ها مثل SSL محدود شده اند، که تنها کاربرد اینترنت در شرایط فعلی رفتن به چند سایت جک و سرگرمیه !!

دلم لک زده 10 دقیقه مثل آدمیزاد توی گوگل بتونم سرچ کنم! یا گوگل کلا باز نمی شه و یا هر بار برای سرچ یک عبارت کلیک می کنی، باید 10 دقیقه صبر کنی !! که شاید بیاد شاید نیاد !!

دلم لک زده 10 دقیقه مثل آدمیزاد بتونم یک سمینار مهم را که داره توی یک وب سایت پخش زنده نمایش داده می شه، پیگیری کنم !

دلم لک زده 10 دقیقه مثل آدمیزاد بتونم با یکی از دانشجوهام چت تصویری داشته باشم ! تا بیچاره مجبور نباشه از کره و یا الجزایز زنگ بزنه به موبایل انگلیس که تازه ریدارکت شده ایران !!!

نصف اینترنت بسته است، چون اونها ما را تحریم کرده اند و نصف دیگر هم بسته است چون اینها ما را محدود کرده اند !!
رتبه کسب شده
یکی از سخت ترین تصمیمات برای یک مدیر تصمیم گیری در مورد یک نیروی کلیدی است که از کارش راضی نیست !

بله تعجب نکنید، خیلی اوقات ممکن است که سازمان شما به یک نفر و یا چند نفر خاص به جهت نوع تخصص و یا قدرت های دیگر آنها وابسته می شود [خدا به دادتان برسد !] و این فرد ( یا افراد ) از قوانین کلی سازمان شما تبعیت نمی کند !!!

اینجاست که شما در سخت ترین شرایط تصمیم گیری قرار می گیرد بین اخراج و تحمل !

:: با اخراج این نیرو شما خیلی چیزها به دست می آورید و خیلی چیزها از دست می دهید.
:: با تحمل شرایط این نیرو شما خیلی چیزها به دست می آورید و خیلی چیزها از دست می دهید.

* تذکر: دو خط فوق بسیار شبیه یکدیگرند، اما دنیای معنی در این تشابه وجود دارد. لطفا کمی روی آن تامل کنید.

مسیر اخراج ( مسیر طوفانی ویژه ناخدای با تجربه و جسور )
- با اخراج این نیرو، شما جایگاه مدیریتی خود را در میان سایر کارمندان ( بازماندگان ) تثبیت می کنید و مطمئن باشید که این کار تاثیر بسیار مناسبی روی عملکرد سایرین و در نتیجه پیشرفت سازمان شما دارد.
- اما از طرف دیگر شما با اخراج این نیرو، ممکن است برای مدتی مسیر کاری خود و سازمان تان را سخت و دشوار نمایید و حتی باعث بروز یکسری مشکلات شوید. زیرا یک نیروی کلیدی را از دست داده اید. شما برای جایگزینی این خلاء یا باید یکی از نیروهای فعلی تان را پرورش بدهید و یا جایگزینی از بیرون پیدا کنید [قبول دارم که در کشور ما کمی این قسمت اش سخته]

مسیر تحمل ( مسیر آرامش، همه چی آرومه، من چقدر خوشحالم و . . . )
بلعکس موارد بالا با کمی تفاوت :-))

شما کدام را می پسندید و انتخاب می کنید ؟
این سوال یکی از موضوع هائیست که کارکنان ، سازمانها و مدیران همواره با آن روبه رو هستند. شاید بشه به صورت خلاصه گفت مدیر خوب کسی است که:
-  وظایف خود را کاملاً می داند و به آنها تسلط دارد.
- رئیس و مرئوس خوبی است و از کارهای خود اطلاع کافی دارد.
- مدیر خوب امریه صادر نمی کند، قدرت رهبری دارد و نه فقط طرز انجام کار، بلکه علت انجام کار را نیز توضیح می دهد.
- دستورات خود را واضح و دوستانه می دهد، داد و فریاد نمی کند، تامطمئن نشود دستوراتش را فهمیده اند کار را شروع نمی کند.
- برنامه کار را با در نظر گرفتن اطراف و جوانب آن طرح می کند و انجام آن را به عهده اشخاص کاردان می گذارد.
- بدون امر و تحکم آنها را به کار وامیدارد، کار را منصفانه قسمت می کند.
- به کار همه کارکنان خود می رسد، صادقانه قضاوت می کند و استحقاق را تنها مبنای قضاوت قرار می دهد.
- وضع هر فرد را برایش تشریح می کند.کارکنان باید همیشه جایگاه و وظایف شان و انتظارهای سازمان از آنها را به صورت شفاف بدانند.

داشتم تو اینترنت می گشتم، مطلب زیر را دیدم، خیلی برای خودم جالب بود، برای همین گفتم اینجا بنویسم تا همیشه در دسترسم باشه و شاید هم به کار کسی دیگری هم بیاد:

1- در مصاحبه استخدامی افراد به سوابق کاری آنان توجه کنید و به خاطر داشته باشید کارمند موفق کارنامه ای پربار به همراه دارد.

2- انعطاف پذیر باشید.

3- بدون توهین به عقاید دیگران، با آنها مخالفت کنید.

4- سر قول خود بمانید.

رتبه کسب شده
کمتر از ۵٪ از افرادی را که به شکل های مختلف دیدم و با آنها کار کرده ام دارای قابلیت خویش فعالی بودند.

خویش فعالی: به کسی می گم که در زندگی اش اهداف بزرگی دارد و برای رسیدن به آن اهداف واقعا تلاش می کند و منتظر یک معجزه نیست که زندگی اش را متحول کند. به آب و آتش می زند تا پیشرفت کند. سعی می کند مسیرهای درست پیشرفت را بیاموزد. معمولا اهل تحقیق و مطالعه و با پشتکار مثال زدنی.

آیا می توان کارمندهایی استخدام کرد که هم شان جز این ۵٪ باشند ؟ قطعا می گم نه !

پس شما هم در بهترین حالت که خوش شانس باشید باز هم بیش از همان ۵٪ از همکارانتان از دسته خویش فعال نیستند و ۹۵٪ درصد بقیه منتظر معجزه هستند :-}

اینجاست که مدیر باید باغبان باشد. اگر می خواهید مجموعه ای قدرتمند داشته باشید باید بتوانید این ۹۵٪ را همانند یک باغبان رشدشون بدهید. هرس شون کنید و گاهی اوقات با ایده ها و فکرهای ناب آنها را پیوند(۱) بزنید

این ۹۵٪ همون نهال های ساده ای هستند که اگر بهشون رسیدگی نشه، هیچ وقت به میوه دهی نخواهند رسید.


(۱): پیوند زدن در باغبانی به اضافه کردن بخشی از یک درخت بارور به نهال های جدید گفته می شود.
درست کار کردن، ساده ترین دلیل پیشرفت آنها و عقب ماندن ماست.

تعبیر شما از درست کار کردن چیست ؟ و چقدر برای درست کار کردن تلاش و برنامه ریزی می کنید ؟
روز اول از خواب که بیدار شدم از پنجره هتل بیرون کاملا تاریک بود، حدس زدم ساعت ۴ تا ۵ صبح باشه، اما یهو یادم آمد من خودم ساعت شش تازه خوابیدم !!!

ساعت موبایلم را که نگاه کردم دیدم ساعت ۸ صبح است !! اما هوا کاملا تاریک !!

عجب صبح شبی بود !

این هم عکس اولین روز نمایشگاه:


نمایشگاه Game-Connection 2012  - پاریس
این روزها همه در شرکت مشغول آماده سازی زبان ایتالیایی، عربی و ترکی بازی هستند، چون باید این زبان ها را به نمایشگاه فرانسه برسونیم. Game Connection یک رخ داد مهم برای ما به حساب می یاد، چون آغاز مرحله جدیدی از زندگی عصرپادشاهان است و اگر این مرحله را بتونیم درست و با قدرت شروع کنیم مطمئناً حضوری مطمئن تر و قوی تری در خارج از کشور خواهیم داشت.



حضور در بین 600 شرکت بزرگ بازی سازی دنیا هم باعث خوشحالی است و هم ترسناک ! و قضیه کمی حیثیتی تر هم می شه، وقتی شما تنها نماینده کشورت در یک اجلاس تخصصی بین المللی باشی.

توی این نمایشگاه و اجلاس در کنار معرفی بازیهای خودمون قصد دارم یکسری از محصولات شرکت های موفق ایرانی را نیز معرفی کنم چون خیلی دوست دارم بتونم به صنعت بازی سازی در کشور کمکی کرده باشم.
رتبه کسب شده
مهمترین ریشه پیشرفت و یا سقوط یک شرکت درک اعضای اون شرکت ( از مدیران تا کارگران ) از عبارت "مشتری" و نسبت خودشون با مشتری است.

مطمئناً عبارت مشابه:
- همیشه حق با مشتری است
- فروش آغاز یک همکاری است نه پایان آن
و . . .
را به کرات شنیده اید و در مکان های مختلف با آن برخورد داشتین. آیا این کافی است ؟

در قدیم به مشتری ارباب رجوع می گفتن که چه زیبا عبارتی بود. یعنی مشتری ارباب ماست. حتما می دونید که در گذشته کمی دور ارباب ها به افرادی بسیار ثروتمند خطاب می شد که مالک چندین روستا و اراضی زیادی بودند و کل افراد آن منطقه برای آن کار می کردند. ارباب در طبقه بندی اجتماعی آن زمان حتی از افرادی مثل شهردار و  . . . نیز جایگاه بالاتری داشت.

خب به نظر شما

++ الان ما با مشتری همانند یک ارباب برخورد می کنیم ؟ ! !

++ آیا ما به رئیس خودمون در شرکت بیشتر احترام می گذاریم یا برای مشتری ؟

اگر صادقانه به این مسئله فکر کنید، متوجه می شید که مشکل عدم پیشرفت بسیاری از شرکت های ایرانی کجاست؟

این مدیران آن شرکت نیستد که حقوق شما به عنوان کارمند را پرداخت می کند، بلکه مشتریان هستند که حقوق شما و حتی رئیس شما را پرداخت می کنند. پس مشتری ارباب شما و رئیس شماست.

خب برسیم به تجربیات مدیران بزرگ دنیا، بخونید و لذت ببرید و استفاده کنید:
- اگر بتوانید یک مشتری ناراضی را به یک مشتری وفادار تبدیل کنید، شما آینده درخشانی خواهید داشت.
- اگر صبح به رئیس ات سلام می کنی، برای مشتری از جا برخیز . اگر برای رئیس ات از جا بر می خیزی برای مشتری تعظیم کن.
- به پیشواز مشتری برو و همیشه او را تا انتهای مسیر بدرقه کن! به محض ورود مشتری و قبل از شروع تجارت، از مشتری پذیرایی کن. مهیا بودن ابزار پذیرایی و مرتب بودن مکان پذیرش مشتری نشان از درک تو از کسب و کار است. بدان که هر لبخند محبت آمیز تو به مشتری و هر خوش خدمتی که می کنی نشان از حرفه ای بودن تو در تجارت است.
- بدان که همه زحمات تو برای تولید، تبلیغ و عرضه کالاهایت، تنها زمانی به نتیجه می رسد که این زنجیره با مشتری تکمیل شود. تو با همه توانمدی ات بدون مشتری راهی به موفقیت نخواهی برد. پس مشتری را در راس برنامه های کاری خودت قرار بده.
رتبه کسب شده
این روزها شدیدا درگیر بازی هستم و از دست این عصر پادشاهان دیگه روز و شب ندارم. چند روز پیش به خاطر یک ارتقا نا بجای PHP مجبور شدیم تا صبح شرکت باشیم و روی بازی کار کنیم.

این مسئله با مشکل سرورها هم همراه شد و این وسط مجبور شدیم  سرورها را نیز به خاطر عدم سرویس دهی مطلوب Iweb به آلمان منتقل کنیم. البته این کلاستر جدید که برای بازی استفاده کرده ایم، بسیار قدرتمند تر از قبلی است و به راحتی می تونه میزان خوبی برای بیش از 60 هزار بازیکن فعلی عصر پادشاهان باشه.

راستی از امروز انتشار اختصاصی بازی برای تیم پردیس گیم هم شروع شد. این اولین انتشار اختصاصی عصر پادشاهان در ایران است.

بدون شرح
تو تلوزیون داشت تبلیغ یه مایع دستشویی را می کرد، می گفت:

مایع دستشویی بــــــــــــوق  %۹۹ باکتریها رو میکشه.
 
من از همینجا به اون ۱% باکتری، به خاطر این ایستادگیِ پر غرور و پر افتخارشون تبریک میگم..!
خواستم یه مطلبی بنویسم تا یادم بمونه که در سال 90، کشورم چه مشکلات و اتفاقاتی را تجربه کرد. ( مشکلات ارزی، پرونده های فساد اقتصادی مختلف، خوش خبری رئیس جمهور در مورد صفر شدن موجودی صندوق ذخیره ارزی، تحریم swift ، محدودهای همه جانبه بر روی سرعت و سرویس های اینترنت مثل سرویس های کنفرانس ویدویی، وی چی ان ( :-)) SSL ، SSH و . . . )

اما با خودم گفتم واقعا برای چی ؟

بیخیال می شم و مثل بقیه یک لبخند تصنعی می زنم و می گم سال نو مبارک با اینکه مطمئن ام  هیچ چیزی نو و تازه نخواهد شد جز یک عدد یک که جای صفر انتهای 90 را می گیره.

خدایا، ای پناه بی پناهان و ای عزیز عالمیان، حول حالنا الی احسن الحال

ابن بطوطه  1390
پاى ساختمان معروف امپایراستیت در نیویورک که مجسمه راکفلر قرار دارد، نوشته:
موفقیت من به این 3 جمله است،
  1. زودتر از دیگران مطلع شدم
  2. زودتر از دیگران تصمیم گرفتم
  3. وقتى تصمیم گرفتم چشمم را بستم و عمل کردم
بدون شرح

.
این یادداشت مخصوص جماعت کدنویس است. باشد که عبرتی گیریم


سایر عناوین :
اطلاعیه ها و آگهی ها